به جاي پلاكارد دوربين به دست بگيريد

در سينما اصطلاح «پايان باز» براي فيلم‌هايي به كار مي‌رود كه در انتها كارگردان دست بيننده را براي تصميم‌گيري باز مي‌گذارد و عملاً فيلم با برداشت شخصي تماشاگر به پايان مي‌رسد نه با نظر كارگردان. در عمل ابهامي كه سينماگر براي پايان فيلمش در نظر گرفته باعث اين برداشت‌ها مي‌شود. حال و روز كمپين «كشتار همنوعانتان را متوقف كنيد» نيز چنين وضعي دارد؛ كمپيني با پايان باز!

موج تخریب جریان فیلم‌سازی انقلابی برای چیست؟

مدتی است موج تخریب علیه جریان فیلم‌سازی انقلابی نیز توسط برخی رسانه‌های مدعی روشنفکری و آزاداندیشی به راه افتاده است. این جریان تخریب تاکنون فیلم‌هایی نظیر «معراجی‌ها»، «چ» و… را در برگفته بود و اکنون با سوارشدن بر موج اکران فیلم‌هایی نظیر مستند «من روحانی هستم» و فیلم داستانی «لکه» قصد ادامه روند تخریب را دارد.

مشکل ما سانسور در سینما نیست، سینمای سانسورچی است

سینمایی که این همه ماجرای جذاب دراماتیک را انکار می کند و سراغش نمی رود. از رجایی تا احمدی روشن. همین سینما است که نماینده اش چند روز پس از ترور احمدی روشن، از آن منبر او را می برند بالا و می رود می گوید من از طرف ملت ایران آمده ام بگویم ما با کسانی که هواپیمای مسافربری ما را منفجر می کنند، ما با کسانی که دانشمندان ما را در خیابان ها ترور می کنند، هیچ دشمنی نداریم.

برف روی کاج‌ها تکراری و خسته کننده

این فیلم، فیلم طبقۀ متوسط بالای‌ شهرنشین است که به‌شدت ارزش‌ها، ساختارها و روابط موجود در زندگی و مسائل طبقۀ متوسط پایین و طبقۀ کارگر در ایران را مورد بی‌توجهی قرار داده است.

از تهدیدهای سینمای ایران تا فرصت های جشنواره عمار

«سینمای ایران»، البته اگر به تسامح به وجود چیزی به این اسم قائل باشیم، شکل گرفته در همان بستر بیماری است که روشنفکری و دانشگاه درون آن شکل گرفته است. لذا هم‌پای این محیط ها نگاه خاصّ روشن فکری به مردم و جامعه‌ی ایران در سینمای ما نیز نمود یافت.

خودتان را معلم اجتماع می‌دانید؟ و روشنفکر!؟

طرف خجالت نمی‌کشد! قرار شده تو فقط یک دو خط چند تا اسم را بخوانی و خدا را شکر که توان و مقدورات تو بیشتر از این نیست،-ضرب المثلی هم هست که نمی نویسمش- آن وقت جنابعالی کی هستی که اسم فیلم را حذف می کنی؟ خب بنده خدا لااقل به اکبر عبدی احترام بگذار! بازیگری که واقعا حقش بود سیمرغ بگیرد، و به خاطر همین فضای منحوس نگرفت!

سینمایی در جستجوی هیچ

شاید بتوان پیشینه ی سینمای روشنفکری را در اوایل دهه ی بیست سینمای اروپا دانست. آن زمان که جوامع جنگ زده‌ی پس از جنگ جهانی اول به سمت برخی مکاتب هنری از جمله سورئالیسم روی آورده بودند. در این فضای رخوت زده‌ی پس از جنگ، سینما نیز تحت تاثیر مکاتب مذکور کارهایی ارائه می کرد که مولفه های مکاتب فوق به وضوح در آنان دیده می شد.

«یاس» و «تخدیر» دو مشخصه سینمای روشنفکری است

فیلم راه‌های آقای کیارستمی را گذاشتند. یکی از بچه‌ها از او سؤال کرد. آقای کیارستمی، ببخشید. اگر اسم شما را از روی فیلم بردارند. فکر می‌کنید، با فیلم بچه‌های سینمای جوان گناباد برابری می‌کند؟ ولی برای این فیلم، روشنفکرها داشتند دو سه دقیقه، کف می‌زدند. قضیه پادشاه لخت است.

متن کامل میزگرد وحید جلیلی و مهدی کرم‌پور در خصوص سینما

در این سال‌ها رئیس جمهور ما ترور شده‌است، ده‌ها نفر از نمایندگان این مردم ترور شدند و … ترور از زاویه‌ای شاید امری تراژیک و سیاسی قلمداد شود اما از منظر هنر یک ماجراست. اما می‌بینید همه این داشته‌ها در این سال‌ها بایکوت شده‌است. شما حتی یک فیلم با موضوع ترور در 30 سال گذشته سراغ ندارید. در حالی که بیش از 16200 شهید ترور داریم!

دیکتاتوری روشنفکران را نمی‌پذیریم

بسیج دانشجویی صراحتا اعلام می‌دارد این روند به هیچ وجه قابل پذیرش نیست و بنابراین بود تا با تجمعی فرهنگی و فراگیر از جانب دانشجویان و طلاب اعتراض خود را به جولان جریانات معارض فرهنگی در داخل، سیاستگذاری‌های کلان این حوزه و همچنین عملکرد مسئولین مربوطه را ابراز نماید