علیرضا قزوه؛ زبان گویای دردهای مردم

آن‌جا که شاعر را زبان گویای جامعه و همراه همیشگی مردم کشورش در خوشی‌ها و ناخوشی‌ها خواندیم؛ بیشتر اینکه علیرضا قزوه جزو این شاعران قلمداد می‌شود، همین اشعار سپیدی هستند که با استفاده از واژگان و کلامی خاص به سبک و سیاق اشعار قزوه تبدیل شده‌اند و این نوع سخن‌پردازی نه تنها در دهه‌ی هشتاد که از آغاز با قزوه بوده است. نمونه‌ی برجسته‌ی آن شعر زیبای «مولا ویلا نداشت» است

شعر: دوئل دو گاو

دو گاوِ گاو، در پاليز دانش | منم گفتند و سر دادند «ما» را | كجا بودند اين گاوان، غربي؟ | «رفيقان» مغز خر دادند ما را! | منيت آفت اين انقلاب است || به خيش پوزه كاويدند در باغ | شگفتا گاو و اين خوي گرازي؟ | دريغا هيچ كس از خود نپرسيد | چه بود آيا هدف زين گاوبازي؟ | جوانان وطن بيدار باشيد

ششمين سالگرد درگذشت شاعر بسيجي، محمدرضا آقاسي

مراسم بزرگداشت ششمين سالگرد درگذشت شاعر بسيجي، حاج محمدرضا آقاسي پنجشنبه جاري در بهشت زهراي تهران برگزار مي‌شود.

شعر: فقط برادران خالد … (همراه با ترجمه انگلیسی)

نه مومیایی مبارک | نه زنده ی عمر سلیمان | حتی نه البرادعی مسلمان | که ممکن است فردا با امریکا به تفاهم برسد | فقط برادران خالد اسلامبولی

بال و پر را به خون بزن ققنوس، آسمان در نظاره‌ات مانده است

در نشست «بايسته‌هاي ادبيات امروز انقلاب اسلامي با نگاهي به فتنه 88 و حماسه 9 دي» كه شب گذشته در تالار مهر حوزه هنري برگزار شد؛ شاعران انقلابي به قرائت سروده‌هاي خود پرداختند.

برداشتی شاعرانه از خطبه غیور منای شهید کربلا

زبان در دهان یلان سنگ شد / به کام ضعیفان، جهان سنگ شد / بزرگان نگفتند جز میل خویش / دلِ تنگ مستضعفان گشت ریش / هراسیده از خیل گردنکشان / خرامان گذشتید و دامن‌کشان / رمیده ز دُژخویی اقویا / کشیدید دامن ز غیر خدا ! / به بیچاره گفتید روز جزا- / -بگیری ز یزدان هر آن‌چه سزا / ولی شهوت خویش را دم به دم / گرفتید همواره بی بیش و کم

شعر: قیمت جهاد علمی خون ماست

شیعگی تحمّل رنج و بلاست / دیگه دانشگاه ما کرب وبلاست / درس شهریاری تشکیل نمیشه / کار علمی ولی تعطیل نمی شه / قیمت جهاد علمی خون ماست / دیگه وقفش همه فکر و جون ماست

سالها طی‌شد و این‌حال‌، همان ‌است که‌ بود

ابرها آب شد و خاک‌ِ زمین شور هنوز / سنگها سرمه شد و چشم بشر کور هنوز / خون‌ِ جاری شده در جوی‌، نکردش بیدار / نعش همسایه سرِ کوی‌، نکردش بیدار / خیره چسپید بدین خاک و سواران رفتند / گِردِ خود سلسله زد، سلسله‌داران رفتند

وقف، از مال کسان رنگ خیانت دارد

یاری اهل تخلّف که گنه آلوده است / وای بر هر که در این قافله، ره پیموده است / یادتان هست رجزها ز عدالت خواندید؟ / فکر کردید کنون، هرچه کنید آزادید؟! / عهد کردید به دنباله ی ملت بودن / پی دین داری و اجرای عدالت بودن / رای بگرفتید تا خانه ی ملت باشید / یا که اندر گرو پول و عنایت باشید؟ / فکر کردید به دین داری تان دل بستیم؟ / با شما هرچه شود، عقد اخوت بستیم؟ / بیعتی نیست! ز پیمان شکنان بگسستیم / هر که پا بند اصو ل است، به او پیوستیم

کتاب فتنه به دست تو بسته خواهد شد / حصار غزه به دستت شکسته خواهد شد

دوباره موسم فریاد و جهد و بیداری است / کسی نشسته نباشد زمان هوشیاری است / رها ز بند تن و حرص و آز باید شد / به همّت من و تو راه باز خواهد شدشکست/ سهم هر آن که نشسته خواهد شد / کسی که یار ولی نیست، خسته خواهد شد / دوباره چشم کسان بر تو بسته خواهد شد / زمانه جذب شما، دسته دسته خواهد شد / هر آن که خانه نشیند تباه خواهد شد / رخ هر آن که نشسته سیاه خواهد شد / ببین که سر زده از غزّه بانگ روح الله / سکوت نیست درون مرام حزب الله