موسیقی تهرانجلسی

بی توجهی به اهداف فرهنگی انقلاب اسلامی، بازار آزاد سرمایه داران در عرصه موسیقی را رونق میبخشد و این تنها مقدمه ترویج توسعه فرهنگ غربی در کشورمان می باشد. «تهرانجلس» پر رونق تر از لس آنجلس به دور از نیازها و توان عمومی، خود را بر سبد فرهنگی تحمیل می کند.

دو بهانه برای قدرشناسی مقام هنر و هنرمند

باید موسیقی متعهد را به سبد فرهنگی مردم باز گردانیم و این نیل جز با قدرشناسی اساتید برجسته این مسیر ممکن نیست. عرصه نوپای موسیقی جوان انقلاب بسیار نیازمند حمایت، توزیع و نقدمنصفانه است.

به سمت سینمای خط شکن «عمار»

استقبال عمومی در جشنواره عمار با اکران های مردمی و کمترین امکانات در گستره ایران پاسخی روشنی بود به سینمایی که ناله ها و گلایه های خود را پیش تر با توهین به فهم مخاطب، ضعف در امکانات و نداشتن سوژه و قهرمان فریاد می زد. سینمایی در قلب سرزمینی کهن با تنوع در اقوام، فرهنگ ها،قهرمانان و جغرافیای بی نظیر در دنیا! و عجب غفلتی…سینمایی که حالا می توان به آسانی بر دلایل ناله هایش پی برد.

عمار؛ ایستاده در برابر جمهوری اسلامی تقلبی

حوزه هنری چهار سال است کوچک‌ترین قدمی راجع به یکی از مهمترین مسائل کشور که فتنه باشد برنداشته و مدیران رسمی حوزه هنری بعد از چهار سال رسما از فتنه دفاع می‌کنند و نظام را متهم می‌کنند و بعد من و شما باید این‌جا بنشینیم و امکانات دست این دوستان. و اگر کوچک‌ترین انتقاد و تعرضی کنیم این‌ها یک مشت افراطی تند اهل حذف هستند و هیچ کس را تحمل نمی‌کنند و فلان و فلان.

فرصت‌شناس فرهنگ و هویتمان باشیم

حتی آن هیئتی های بسیار که تا پاسی از شب به سینه زنی در سوگ اهل بیت مشغولند، آنچنان که باید برای انقلاب کل یوم عاشورا شور نمیگرند! شاید هنوز دلخوش به همان سرودی هستند که رسانه ملی برایش تجویز کرده است. فرصت سوزی هایی که امروز در رسانه های گروهی اهل گفتمان انقلاب نیزبسیار مشهود است.

جشنواره عمار همان گفتمان انقلاب است

جبران فقر تصویری و صوتی مطلوب گفتمان انقلاب و اصلاح پیش فرض‌ها در اجتماع بدون تولیدات برآمده از مسیر اصولی و با مبنای علمی هنر غیر ممکن است. آنچنان که در دهه های آغازین انقلاب اسلامی به دلیل همراهی جریان های فرهنگی و هنری با حرکت مردمی موفقیت‌های بی‌شماری در فضای جامعه ایرانی و حتی بین‌الملل رغم خورد. فضایی که امروز با پخش فلان سرود و یا تصویر آرشیوی به سرعت موجب برآمدن عواطف و احساسات اعتقادی و انقلابیمان می‌شود.

نخستین قدم قدرشناسی در هنر است

بکار گیری ظرفیت بسترهای مردمی همچون مساجد و کانون‌ها و هیئت‌هایمان با همراهی رسانه‌های مکتوب و مجازی محلی و ملی در جهت ضریب یافتن ارزش هنر و هنرمند در اجتماع و همچنین کارآمدی اهالی هنر برای رهایی از بن بست منورالفکری در این روزها بیش از پیش لازم است.

مردمی شدن، تنها راه نجات فرهنگ عمومی

مفاهیم، آرمان ها و ارزش های جوامع در «فرهنگ عمومی» تبلور می یابد. به نحوی که در صورت بی توجهی به آرمان ها و ارزش های اصیل جامعه ایرانی مبتنی بر اسلام ناب، «فرهنگ عمومی» به حداقل های قشری سکولار و آمیخته با فرهنگ مهاجم بیگانه تقلیل یافته و نخبگان را ناکارآمد و بی پشتوانه می سازد

به سمت جبهه فرهنگ عمومی!

عرصه فرهنگ عمومی، این‌بارتوسط «جبهه فرهنگی» به‌عنوان نهادی مردمی می‌تواند با رفع خلاء‌های مدیریتی و اجرایی دستگا‌های حاکم به فعالیتی اثرگذار در راستای تحقق حماسه‌هایی مبتنی بر جمهوریت نظام بیانجامد

بالادستی‌ها، مخل جریان فرهنگ عمومی!

اگر چه تولید کننده صد ها رسانه مکتوب و مجازی (مجله،ماهنامه و نشریات و سایت) از جنس فرهنگ و تهدیداتش هستند، اما باور کنید صدایشان به مردم این کوچه و خیابان نزدیک اتاقشان هم نمی رسد. خود می سازند و شاید خود می خوانند و در وهم مخیل به نقد و تحلیل می پردازند.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.