«فردی بودم مستضعف» منتشر شد

من فردي بودم مستضعف که در دوران گذشته حتي نمي‌‌توانستم به مدرسه بروم. در نُه سالگي پدر خود را از دست دادم. دو برادر دارم که يکي از آن‌ها دو سال از من بزرگ‌‌تر است و ديگري کوچک‌تر. بعد از اينکه پدرم را از دست دادم، با برادر بزرگ‌ترم مشورت کردم، به او گفتم: “برادر! يا تو به مدرسه برو و من کار کنم يا من به مدرسه مي‌روم و تو کار کن.” برادرم گفت: “فکر ديگري دارم.” گفتم: :چه فکري؟” گفت: “ما که نصف روز بيشتر به مدرسه نمي‌رويم، نصف ديگرِ روز را کار ‌مي‌کنيم.”