گریه نویسنده به خاطر کشتن قهرمان قصه‌اش!

گاهی صبح بیدار می‌شدم و می‌دیدم گریه می‌کند؛ غصه شخصیت‌های قصه‌اش را می‌خورد. همیشه همین طور بود. گاهی با گریه به خانه می‌آمد و تصویر ناراحت کننده‌ای را که دیده بود تعریف می‌کرد. آدم‌ها و جامعه برایش مهم بودند و نمی‌توانست از هر اتفاقی به سادگی بگذرد…

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.