شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹

جمهوری اسلامی و مسأله‌ای به نام مردم

امروز مردم برای جمهوری اسلامی مساله اند. اغلب سیاسیون شکم‌سیر از بیت المال، غرق در دعواهای سیاسی خود هستند و در فضای رسانه ای نیز مردم و مسائلشان به کلی فراموش شده. کانال های مشارکت مردم در اداره کشور در حداقلی ترین شکل ممکن، یعنی حضور در انتخابات گوناگون و راهپیمایی دیده می شود و گردانیدن چرخ سیاست، فرهنگ و اجتماع به دست توده های رنج کشیده به کلی فراموش شده است.

زدوبند‌های سیاسی عامل کاهش مشارکت مردمی

زد و بندهای سیاسی بر سر جایگشت های مختلف اسامی در لیست ها، جز به حاشیه راندن معیارهای اصلی نمایندگی همچون ولایت مداری، تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد اقتصادی، باعث ایجاد شکاف بین نمایندگان و مردم می شود و یاس و در نتیجه کاهش حضور در انتخابات را به دنبال خواهد داشت.

پول‌دارهای متعهد و سرمایه‌گذاری‌ سیاسی

غالبا هزینه های نامتعارف انتخاباتی از منابعی غیر از شخص داوطلب تأمین میگردد که پای نوعی «سرمایه گذاری سیاسی» را به میان میکشد؛ بستری فساد خیز که حتما از منظر سرمایه گذار، معامله کم سودی نخواهد بود! این سود و منفعت هرچه باشد، بوضوح نسبتی با منافع عموم ملت خاصه مستضعفین نخواهد داشت؛ به ویژه وقتی که برخی هزینه های انتخاباتی آنقدر بالاست که از عهده تشکل ها و احزاب هم بر نمی آید.

مردم باز هم پشت در ماندند

قبائل سیاسی، از قدیم‌الایام با «ملت» بیگانه بوده‌اند. آنها بیشترین نقشی که به ملت داده‌اند، نقش سیاهی لشکری بوده که برای شکست دادن رقیب به کار می‌آیند و بس. امروز اگر شعارها و بیانیه‌های قبائل سیاسی را بخوانیم، دقیقاً غیبت مردم و دغدغه های اصلی آنها را احساس می‌کنیم. قبائل سیاسی دارند داد می‌زنند که برای رو کم کنی از قبیله‌ی رقیب وارد میدان شده‌اند و نه گشودن گرهی از گره‌های نظام و مردم.

جنبش عدالت‌خواه: جبهه‌بندی‌های کنونی غیر حقیقی و ضدمردمی است

فضای سیاسی کنونی که بین گروه‌های مختلف شکل گرفته‌است بیشتر ناشی از زد و بندهای سیاسی پشت درهای بسته است و دعواهای کنونی که تبلور آن در شعار‌ها و دغدغه‌های کاندیدا‌ها مشاهده می‌گردد هیچ نسبتی با مباحث اصلی مطرح شده توسط رهبر معظم انقلاب ندارد و هیچ نفعی را عاید مردم و بالاخص مستعضفین نمی‌کند.

راه‌کار تحقق مشارکت حداکثری، برون‌رفت از قبیله‌گرایی است

اما متاسفانه سیاسیون در فضای توهم آلود خود گمان می‌کنند «همین چند نفر» هستند و ارتباط ارگانیک و سازمانی خود را با مردم قطع کرده‌اند؛ با این حال آنچه در این برهه از گروه‌های سیاسی دیده می‌شود، معطوف شدن این گروه‌ها به دعواهای سیاسی و متلک‌پرانی‌های انتخاباتی در نزدیکی انتخابات است و آنچه مغفول مانده است پاسخ به اصلیترین مطالبات مردمی است که می‌خواهند با توجه به پرداختن گروه‌ها به آن مطالبات، رای خود را به صندوق‌های رای بیاندازند.

جای خالی مردم در دعوای قبیله‌های سیاسی

در انتخابات‌ها توجه مردم به گروهی است که برای اصلیترین مطالبات مردم برنامه داشته باشد؛ در انتخابات ۹۰ نیز وضع به همین صورت پیش می‌رود، سیاسیون در فضای توهم آلود خود، تنها دیگری را متهم می‌کنند که «چرا ما را تخریب می‌کنید؟»، «چرا…؟!» و دریغ از صحبت و ارائه برنامه برای حل مشکلات مردم.

زخم بی‌بهبود

اگر همین مواضع، با همین لحن و در همین برنامۀ تلویزیونی، نه توسط آقای دکتر عماد افروغ که توسط مثلاً استاد خوب مردم‌شناس ما، آقای دکتر ابراهیم فیّاض گفته شده بود، رفقا با آنچه معامله‌­ای می‌­کردند؟ آیا باز هم بحث آزاد اندیشی به میان می‌­آمد؟ و سوابق انقلابی و بچه رزمنده بودن دکتر فیاض را یاد آوری می‌­کردند؟ یا خوراکش تیترهایی از قبیل «اهانت یکی از منسوبین جریان انحرافی به ولایت فقیه» و «تئوریسین جریان انحرافی در سیمای ملّی چه می‌­کند» و امثال این‌ها بود؟ آیا تا فیها‌خالدون یکی دو مصاحبه­‌ای که او در حمایت از احمدی‌نژاد و مشایی کرده است، را در نمی‌­آوردید؟

به نام عدالت؛ به کام سیاست

مثل بازی شده است. نمایندگان ِ مردم، اگر مردم مطلع نشوند، هر مصوبه‌ای را که دلخواهشان باشد تصویب می‌کنند و اگر مردم بفهمند عقب نشینی می‌کنند و اگر هم کسی نفهمید، حق را قورت می‌دهند و یک لیوان آب هم روی آن میل می‌کنند. دانشگاهی را که با بودجه عمومی تأسیس شده است را برای بزرگ‌زادگان وقف می‌کنند و اگر فشار مردمی و نظر فقهی و حکم حکومتی نباشد هیچ میخی در سنگ‌شان فرو نمی‌رود.

خانه‌ی ملت یا خانه‌ی احزاب؟!

حال اگر نمایندگان به جای تکیه بر شرف انسانی خویش، کانون‌های قدرت و ثروت را متکای خود قرار دهند و به پاسداری از حریم حزب خود مشغول و نگهبان مبانی آن باشند، پیداست که دیگر پایبندی به استقلال و اعتلای کشور خدمت به مردمی باقی نمی‌ماند!

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.