از «دام ارتجاع» تا پدیده‌ی «حامد جوانی»

«مرتجعین متجددنمای ما، دارند در یک تردستی جسورانه، «انقلابی اندیشیدن» را ارتجاع جا می‌زنند. هیاهو می‌کنند و داد و قال، تا انقلابیگری جز «عقل‌ستیزی» و «عقل‌گریزی» معنا ندهد. فتوا می‌دهند که شرایط انقلابی، یعنی شرایطِ حاکمیت احساساتِ پوچ! با این قلبِ معنای ناجوانمردانه، انقلاب را ارتجاع می‌نمایانند تا واپسگراییِ حیرت‌انگیز خود را به باورهای کهنه‌ای مانند «کدخداپرستی» توجیه کنند؛ «چون ندیدند حقیقت، رهِ افسانه زدند»!»

بی‌خانمان‌های شهر بی گدا

همن آذربایجان، حتماً نشریه‌ای انقلابی است. با این توضیح واضح که انقلاب را یک منظومه می‌داند که به همه‌چیز ربط دارد و با همه‌چیز کار. با این حساب، تصویری که می‌کوشد تا از انقلاب نشان دهد، با قرائت‌های تقلیل‌یافته و ساندویچیِ رایج متفاوت است. بهمن، پرداختنِ به مسائل واقعی مردم و جامعه را، عین انقلابیگری می‌داند؛ و گفتن و نوشتن از فقر، فساد، تبعیض، کشاورزی، صنعت، معیشت، تاریخ، هنر، شعر، موسیقی، تئاتر، ادبیات و… را تکلیفِ انقلابی‌اش