معمار، هم هنرمند است هم حکیم

این مسئله در تمدن ما سابقه ندارد. شما به معماری دوره‌های تاریخی توجه کنید؛ به عنوان مثال در معماری سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول همه ساخت‌ها معنادار و مرتبط با فلسفه سیاسی است. چرا تناسبات معماری سلجوقی این‌قدر قدرتمندانه است؟ چون دقیقا نگاه سیاسی قدرت‌خواه و قدرت‌طلب سلجوقی را در معماری مطرح می‌کند. شاید هم دوره کنونی معماری در کشور ما، ترجمه همین آشفتگی و سردرگمی فلسفی معماران باشد.