برای شهدای مظلوم …

از پرستارها شنیدم که می‌گفتند فردی را آورده بودند که چنان سرش شکافته بود که مغز سرش نمایان شده بود. خانم‌های پرستار از ترس رهایش کرده بودند. رضا تعریف کرد که بعضی پزشکان بیمارستان از مداوای ما خودداری می‌کردند. تعریف می‌کند که در میدان صنعت (شهرک غرب) چگونه با مرگ دست و پنجه نرم کرده است و … تعریف می‌کند از آن صحنه که فرمانده‌اش را با ماشین زیر گرفته‌اند…

کرکس، طوطی نمی‌شود

کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کند / راهی ندارد این دغل در حلقه ی طاووسها / فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دل / افتاده ای امروز اگر بر چهره ی جاسوسها / این رنگ احیا می شود ، شیاد رسوا می شود / می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها

به‌به سلام! جشن تولد گرفته‌ای

فصلی گذشت، خون به دل عشق کرده ای / با خون ریخته …بله .. عشق کرده ای / حالا برای شادی خود کیک را بخور / چاقو بکش به سینه من، حنجرم ببر / یک تکه از جگرم را به لب بکش / خورشید شهر مرا رنگ شب بکش / فصلی گذشت، فصل دگر را خراب کن / این قلب پاک وطن را کباب کن

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.