شیوه ی استعداد شناسی

برای مقدمه این را عرض میکنیم که علی رغم اینکه همه ی آدم ها به طور کلی در مقام انسان ، امکانات ذهنی مساوی دارند ولی باید بپذیریم که بعضی‌ در برخی موارد توانایی‌های متفاوت‌تری دارند. این توانایی‌های متفاوتی که در هر فرد ویژه هست را استعداد میگوییم. هیچ انسان بدون استعدادی وجود ندارد، حتما فرد دارای استعداد است، یعنی در یک عرصه، توانایی اش به نسبت بقیه توانایی‌ها یک توانایی خاص ویژه تری دارد.

حوزه یا دانشگاه؟ مسئله این است

برای تربیت نسل جدید نیاز به پایگاه و جایگاه اجتماعی است و در جامعه امروزی ما، قطعا قشر دانشجو جایگاه خاصی در ذهن افراد عادی و به خصوص دانش آموزان دارد. چرا که یک دانش آموز به دانشجو به عنوان مجسمه ی آمال خود نگاه می می کند. پس گفتار و رفتار دانشجو می تواند قطعا برای او راهنما و راهگشا باشد…

چهار گونه دانشجويي؛ نسبتي كه بوميهاي صنعتي شريف با رشته خود مي گيرند!

دانشجويان هر دانشگاهي خصوصياتي دارند كه مختص همان دانشگاه است. خصوصياتي كه تنها وقتي كه افراد مختلفي از دانشگاه­هاي مختلف كنار هم جمع مي­شوند يكهو اينطور ويژگيها تابلو مي­شود… دسته‌ای آنها كه واقعاً فكر مي­‌كنند كه درست نيامده­‌اند و در درك اين حقيقت به حق­‌اليقين رسيده­‌اند زندگي جالبي در دانشگاه شريف دارند و من هم افتخار آنرا دارم كه دو-سه سالي است كه به جرگه اين عارفان زاهد و اين مجنونان عاصي پيوسته­‌ام!

اين غرب لعنتي!

كي از مباحثي كه در ساليان اخير در جمع هاي بچه هاي حزب اللهي طرح مي شود و طرفدار هم زياد دارد مباحث مربوط به غرب شناسي و نسبت ما با غرب است و كمتر جمعي از بچه هاي تشكيلاتي را مي توان پيدا كرد كه در اين سال ها از دامنه ي اين بحث ها به دور مانده باشند.يكي از لايل جذابيت اين بحث براي جمع هاي دانشجويي مذهبي به نظر مي رسد نتيجه گيري باشد كه در انتهاي همه ي بحث هاي غرب شناسي وجود دارد و آن اين كه دنيا دو قطب دارد:سنت و مدرنيته.

برويم علوم انساني در دانشگاه بخوانيم؟

اصلا به نظرم رفتن به رشته هاي علوم انساني فقط اگر آدم هيچ راه ديگري براي مدرك گرفتن و پول درآوردن نداشته باشه، توجيه داره !!! مگر در دانشگاه چيزي ياد آدم مي دهند؟ در علوم تجربي كه وضعش اينه، خدا به علوم انساني رحم كنه! هرکسی به اسم استاد مياد ترشحات ذهني خودش رو به خورد آدم مي ده.

به چيزي فراي مهندسي بينديشيد!

با اين تفاسير لازم است جايگاه مهندسي در نظام فعلي و در راستاي انقلاب آزادي­بخش اسلامي «بازتعريف» شود. آنچه به ذهن حقير مي­رسد اينكه هندس شدن به سه نيت مي­تواند يكي از اركان جدي و ضروري نظام اسلامي به شمار برود، سه نيتي كه هر سه عوارض مترتب بر اين فعاليتند و صالت اين كار را اثبات نمي­‌كنند…

چرا با مهندسي وداع خواهم کرد؟

ناگفته پیداست که ضعف کشور در این رشته ها و در نتیجه ناکارآمدی افراد سطح متوسط این رشته ها باعث بی اعتمادی جامعه به توانایی آنها رای پاسخگویی به نیازهای اجتماع شده است و از این روست که جامعه از آنها ناامید شده و در نتیجه آنها موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسبی ندارند. رای همین است که عموم افرادی که در این حوزه ها کار میکنند، ناراضی اند

بلبشوی تغییر گرایش در ارشد و لوبیای سحر آمیز!

اما جدیدا من به موضوع جالبی در مورد توصیه رشته به دیگران بر خورد کرده ام اینکه چطور جمعی با هم به این نتیجه می رسند فلان رشته مهم ست و همگی هم شرایط مشابهی دارند که بخواهند در ان رشته تحصیل کنند جالب به نظر می رسد و در حال ازدیاد است.آفتی جدی که من حتی حق الناس عمر دیگران را هم در آن می بینم گذشته از هدر رفتن از سرمایه های کشور

سه تامل در مورد رشته دانشگاهی

یک وجه اشتراک در همه ی اینها هست : “دانشجویی بودن” در هیچکدام “تابلو” نیست! عده ای از دانشگاه، در سکوت، و به نرمی آغاز می کنند به پی ریزی ِ بنایی (که احتمالا طی محاسباتی، لازم تشخیصش داده اند) ؛ مرحله ی پی ریزی که گذشت؛ کم کم هرچه بنا بیشتر قد می کشد، دانشگاه بیشتر دامن از اطراف او می کشد! تا وقتی بنا اینقدر بزرگ شد که همه …

چگونه استعدادهای خود را کشف کنیم؟

بحث انتخاب رشته، بحث تغییر رشته از مقطع لیسانس به فوق لیسانس یا حتی بحث تحصیل در یک رشته و اشتغال در یک حوزه کاری کاملاً متفاوت و غیر مرتبط؛ این­ها مواردی است که ما زیاد می­بینیم و در این زمینه سؤال­های ما خیلی زیاد است. معمولاً هم نسل جوان ما به این قضایا که می­رسند حقیقتاً در می­مانند.